الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
612
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
1476 - به دور از عدالت أفي الحقّ أن يعطى ثلاثون شاعرا * و يحرم ما دون الرضا شاعر مثلي ؟ كما سامحو عمرا : بواو مزيدة * و ضييق بسم اللّه في ألف الوصل ( ابو سعيد رستمى ) * * * آيا اين عدالت است كه به سى شاعر ضعيف هديه و جايزه بدهد و امثال مرا بدون جلب رضايت ، هيچ ندهد ؟ همانطور كه نحويون در واو عمرو مسامحه كردند ولى در الف وصل اسم در « بسم اللّه » سخت گرفتند . 1477 - وصل معشوق قرنت بواو الصدغ صاد المقبل * و أبديت لاما في عذار مسلسل فان لم يكن وصل لديك لعاشق * فماذا الذي أبديت للمتأمل ( ابن قلاقس ) * * * زلف واومانندش را با دهان صادمانندش همراه كردم و لامى در رشته موهاى او پيدا نمودم . ( از جميع اين سه حرف وصل حاصل مىشود ) و كسانى كه فكر مىكنند كه هيچگاه براى معشوق و صلى حاصل نمىشود پس اينكه من يافتم چه بود ؟ 1478 - تنوين رفع غير المقول عيوبه كالواو من * عمرو يرى و اللفظ منه قصير كالنون من زيد يقال مديحه * باللفظ لكن لا يراه بصير ( ناشناس ) * * * دلدار كسى است كه هيچ نواقص و عيوبش گفته نمىشود مانند كلمه « عمرو » كه طولانى ديده مىشود درحالىكه در ادا كردن كوتاه است . مانند نون در « زيد » كه همواره او را در لفظ ادا مىكنند و مدح مىنمايند و لكن هيچ كس آن را نمىبيند . ( مراد تنوين رفع فاعلى است )